
در ايام سالگرد رحلت آن پير سفر کرده همراه با قرآن ،يادي از آن يگانه دوران مي کنيم.
شايد آن دوستاني که آن روزها رو بيشتر يادشونه ،يا اونايي که فقط با فيلم و عکسي زندگي سراسر نور او رو مي بينن ، اين تصوير خيلي آشنا باشه که اون عزيز تا واپسين لحظه هاي عمرشون اون قرآن کوچيک و قديمي رو از خودشون جدا نمي کرد و چه در سلامتي و چه در بستر بيماري ، از تلاوت اون خسته نمي شدن .
اما واقعا ديد امام (ره) به قرآن چگونه بود ؟ امام قرآن رو چگونه تلاوت مي کرد ؟
آيا مثل ماها فقط برا ثوابش مي خوند يا برا الهام گيري براي ايستادن در برابر قدرتمندان و مستکبران ؟ يا برا کمک به مستضعفين و بيچاره ها ؟ برا اون دنيا مي خوند يا برا همين دنيا ؟ يا اينکه مي خواس تو اين دنيا ، اون دنيا رو بسازه ؟!
حقيقت اونه که ايشون مفسر علمى و عملى قرآن بود.
او با کلام وحى سخن مى گفت.
کمتر آيات قرآن را در سخنانش تلاوت مى کرد، اما بسيارى از گفتار هايش تفسير آيات الهى بود.
او وجودش را با آيات نورانى قرآن ساخته و پرداخته بود و سالها در کنار سفره گسترده الهى زانو زده بود و به دستور العملهاى آن به عنوان عالىترين و برترين درمان نگريسته و آنها را به کار بسته بود تا از خود انسانى قرآنى بسازد.
او تمامى اوصافى را که براى قرآن بر مي شمرده ،با گوشت و پوست و جان خويش لمس کرده بود .
قرآن را کتاب تاريخ و قصه سرايى نمىدانست، کتاب فصاحت و بلاغت نمىدانست. او همواره مى فرمود:
صاحب اين کتاب سکاکى و شيخ نيست که مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد، سيبويه و خليل نيست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد، مسعودى و ابن خلکان نيست تا در اطراف تاريخ عالم بحث کند. اين کتاب چون عصاى موسى و يد بيضاى آن سرور، دم عيسى که احياى اموات مى کرد، نيست که فقط براى اعجاز و دلالت بر صدق نبى اکرم آمده باشد، بکله اين صحيفه الهيه کتاب احياى قلوب به حيات ابدى علم و معارف الهيه است. (آداب الصلوه / 194)
حضرت امام(ره)، آيات قرآن را اول بر خود تطبيق داده و بدان عمل کرده بود.
او قرآن را تنها براى ثواب و تيمن و تبرک تلاوت نمىکرد.
او قرآن رو برا عمل تلاوت مي کرد .
روح پر فتوحش شاد
.
.
.
راستي ! من و تو قرآن رو چه جوري مي خونيم !؟
کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا
مگر کربلا از سيطره زمان و مکان خارج است که همه جا کربلا باشد و همه روزها عاشورا؟
مرا ببين که در پيشگاه ولايت سخن از زمان و مکان ميگويم! زمان و مکان نسبت است و براي آن که از جوار مطلق، از بلنداي اعراف بر عالم وجود مينگرد، اينجا در پيشگاه ولايت، سخن از زمان و مکان گفتن نشانِ بيخردي است.
کربلا قلب زمين است و عاشورا قلب زمان. يعني اصلاً کربلا مطلق زمين است و عاشورا مطلق زمان، و راههاي آسمان از اينجا آغاز ميشود؛
از اينجا دروازهاي به عالم مطلق گشودهاند.
ميپرسي که از متناهي چگونه ميتوان راهي به سوي نامتناهي جُست؟
اين سرّالاسرار خلقت است و گويي تقدير اينچنين رفته است که اسرار، اگر چه به بهاي سر باختن حسين عليهالسلام، فاش شود.



غدير، خاکى سوخته، ملتهب، در عمق صحراى «جحفه» نيست تا از چهار سوى تا هر جا که چشم کار مىکند گسترده و نا پيدا باشد.
غدير درخشان چون گوهرى در تابش آفتاب است، وسيع به وسعت ابديت است و جارى در لحظه لحظه کائنات است، صبور چون ايمان و لطيف چون عشق است، برنده چون شمشير، کوبنده چون طوفان است، خاشع چون واژه صداقت و سرافراز چون افلاک است.
در غدير مىتوان همه خلايق را در دو صف ديد: آنانى که امانت الهى را به جان پذيرفتند و آن گروهى که از وظايف انسانىشان شانه خالى کردند و راه جباران و ستمگران را برگزيدند.
برکه غدير، برکه نيست، گودالى پر آب از بارانهاى بهارى نيست. بوته آزمايش حق است که فلز آدميت را در آن به آتش آسمانى مىسپارند تا طلاى خالص از خار و خاشاکها و کثافتها جدا شود. «تا گريزد هر که بيرونى بود.» ادامه مطلب...



ضمن عرض تبريک به مناسبت ميلاد پر برکت امام هادي (ع) کلام نوراني شان را آويزه گوشمان خواهيم داشت :

ايشان در سخني گهربار مى فرمايد:
الغنى قلة تمنيک ، و الرضى بما يکفيک ، و الفقر شره النفس ، و شدة القنوط، و المذلة اتباع اليسير، و النظر فى الحقير...
سرمايه حقيقى آرزوى کم داشتن و خرسندى به آن چيزى است که تو را کفايت کند و فقر حقيقى ، آزمندى نفس و نوميدى زياد است ، و ذلت و درماندگى ، کوتاه نگرى و چشم داشت به اشياى حقير است ...
امام هادي (ع) در اين بيان نوراني به تبيين مفاهيم زير مي پردازند :
الف ) توانگرى :
امام توانگرى را به داشتن پول و حساب بانکي و تراول هاي تو جيب و غير اون نمى داند ، بلکه به نظر ايشون سرمايه واقعى ، آرزوى کم و خشنود به آن مقدار است که انسان را به کفايت کند.
ب - تنگدستى :
در انديشه امام ، فقر و درويشى به مال اندک نيست ، بلکه آزمندى نفس و نوميدى بسيار انسان «فقر حقيقى » است .
ج - فرومايگى :
خوارى و خفت انسان در مشغول شدن آدمي به مسائل حقير و پيش پا افتاده و بي توجهي به ارزش هايى است که « کرامت انسانى » را حفظ مى کند .

اي خدا من چقدر با اين واژه ها غريبم !!!!
خدايا کمک !!!
الهي العفو

چند روز پيش مي خواستم برم عکاسي
مي خواستم يه عکس توپ بگيرم .
هم يکيش رو بزرگ کنم ، بذارم تو اتاقم ، هم برا پاسپورت گرفتن نيازش داشتم .
برا همين ، يه دوش حسابي گرفتم و با اون شامپواي گرون قيمت !يه حالي به موهام دادم . بعدشم با وسواس سشوار کردم . بعد از حاضر غايب تک تک موهام هر کدومو سر جاي خودشون خابوندم . يه کمي هم ژل ... ( فقط يه کمي ! فکر بد نکنيدا !!! من اهل اين حرفا نيستم ، فقط برا اين که تو راه ، باد خرابشون نکنه ! ) روشون کشيدم .
پيرهن آبي کم رنگ اتو کشيدم رو که خيلي بهم ميومد رو تن کردم ، بعدشم کت تکي چار خونه سورمه اي رنگم رو پوشيدم و با احتياط کامل از خونه زدم بيرون . بقيه ش رو بخون ...
شهادت جانسوز عالم آل محمد ، امام محمد باقر( ع ) را تسليت مي گويم

راستش حيفم اومد روز شهادت امام باقر (ع) مطبي در باره ايشون نذارم . به ذهنم رسيد يه حديث از ايشون بنويسم تا برا من و شما درس زندگي باشه . حديث درباره دوري از تنبلي و نيز کم صبري و کم تحملي هست :
قال الباقر (ع):
اياک و الکسل و الضجر فانهما مفتاح کل شر، من کسل لم يود حقا و من ضجر لم يصبر على حق.
امام باقر (ع) فرمودند: بپرهيز از کسالت و ملالت در امور، زيرا که اين دو کليد هر بدى است. کسى که به کسالت و واماندگى رود، اداى هيچ حقى نکند؛ و کسى که ملالت و بىقرارى گيرد، بر هيچ حقى صابر و شکيبا نتواند بود.
اينم يه عکس جالب از خونه دلبر

اللهم ارزقنا حج بيتک الحرام ...
اميدوارم به همه مهموناش خوش بگذره
بريم سر حرف اولمون :
براي اين که قرآن رو تو زندگيمون بياريم ، دو مرحله رو بايد بپيماييم:
1- آشنايي با قرآن،
2- عمل کردن به آن.
براي آشنايي با قرآن بايد با نحوه خوندن و قرائت آن و با معاني و تفسير ش آشنا بشيم.
در سوره بقره آيه 121 آمده: « الذين آتيناهم الکتاب يتلونه حق تلاوته اولئک يؤمنون به و من يکفر فأولئک هم الخاسرون؛ آنان که کتاب را برايشان فرستاديم آن را تلاوت وت مي کنند به گونه اي که حق آن را ادا کرده باشند و آنان که از آن روي گرداندند از زيان کاران خواهند بود .»
امام صادق(ع) درباره "حق تلاوت" قرآن فرمود:
«حق تلاوت قرآن اين است که آيات را زيبا بخوانيم و معاني آنها را بفهميم و به احکام آن عمل نماييم. از قصهها و مثلهاي قرآن پند بگيريم و به دستورهاي قرآن عمل کنيم و از نواهي آن پرهيز کنيم.» (ميزان الحکمة، حديث 16217)
در اين آيه تفسيري که از امام صادق(ع) درباره اش اومده ، به هر دو مرحله اشاره دارد.
عمل به قرآن هم دو بعد داره ، يکي بعد شخصي که هر کدوممون تو زندگي شخصي مون بهش عمل کنيم و يکي هم بعد اجتماعي هست . در بُعد اجتماعي و سياسي نيز عمل به قرآن کارسازه. ادامه مطلب رو حتما بخونيد...

گفتم که بدون قرآن نمي شه يه برنامه درست و حسابي داشت ، به همون دليلي که يه بنا بدون شاقول نمي تونه يه ديوار درست و حسابي بالا ببره !
تو قرآن کليات يه زندگي سعادتمندانه رو به ما معرفي کرده .پس بايد باهاش طرح رفتقت بريزيم تا بتونيم ازش بهره مند بشيم .
قرآن کتاب زندگي و دستورالعمل هر انسان و قانوني در تمام مراحل زندگي اون هست . بايد با اين کتاب آسموني خوب آشنا بشيم و تو برنامههاي زندگيمون به کارش بنديم:«کتاب انزلناه اليک لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى صراط العزيز الحميد؛ (ابراهيم/ 1) اين کتابى است که بر تو نازل نموديم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاريکىها به روشنايى (ايمان، عدل و آگاهى) ببرى .
به اين داستان قشنگ توجه کنيد : ادامه مطلب...
يکي از سوال هايي که شايد به ذهن خيلي از ماها اومده باشه ، اينه که اگر ما در خواندن قرآن کريم سهلانگاري کنيم يا اين که در زندگي خود از راهنمايي هاي اين کتاب آسمانيِِِِ بهره نبريم، با چه مشکلاتي روبه رو مي شيم؟
قبل از اين که به اين موضوع برسيم ، دوتا سوال ازتون دارم ! تو رو خدا روش فکر کنيد :
ببينم اگه يه مملکت قانون اساسي نداشته باشه چي مي شه ؟ واقعا چي مي شه ؟چرا برا يه مملکت قانون اساسي درست مي کنن ؟
هيچ طوري نميشه فقط هر روز يه قانون ريز و درشت تصويب ميشه و به همه دستگاه هاي حکومتي ميگن از فردا بايد اجراش کنن . بعد يه مدت يا يکي دو دوره که از عمر قانون گذاري گذشت ، يه مرتبه نگاه مي کنن به انبوه قوانين و مي بينن عجب آش شلم شوربايي شده ؟! خيلي از اونا به هم نمي خوره ! بعضي شون اصلا با بعضي ديگه تناقض داره و همه کارا با هم قاطي پاطي شدن و ...
خلاصه با يه کم نگاه کردن به سر وته اين قوانين به اين نتيجه مي رسن که اين همه مدت اشتباه مي رفتن و سرمايه مملکت رو به باد مي دادن . بايد يه قانون مادري باشه که بقيه رو با اون ميزونش کنن .
يه سوال فني ! ديگه :ادامه مطلب...
بازديد ديروز: 9
کل بازديد :4199
کسي که فکر مي کنه راه سعادت تو قرآنه و سر آغاز مشکلات ما ،فاصله گرفتن از اين کتاب آسمونيه ، حتي دوري از اهل بيت (ع ) هم در نفهميدن قرآنه . من دوست دارم به قرآن نزديک تر بشم ...